از این قفس افسوس توان سفرم نیست
گر میل به پرواز کنم بال و پرم نیست
در مشت شب هجر گرفتارم چون شمع
دیگر به خدا هیچ امید سحرم نیست
زان لحظه که تصویر تو در خاطرم افتاد
جز خون دل و اشک به چشمان ترم نیست
افسوس پشیمانی تو سود ندارد
روزی که بجویی و ببینی اثرم نیست